به گزارش خبرنگار اقتصادی سراج24، زندگی و زنده ماندن این روزها بسیار پر هزینه شده و همین مساله چاره ای برای نان آوران خانواده بر جای نمی گذارد مگر اینکه برای به هم رسیدن دخل و خرج ها شغل دوم و یا حتی شغل سوم انتخاب کنند.این در حالی است که این روزها زنان هم همراه با وظیفه مادری و مدیریت خانواده مجبورند در چرخاندن چرخ اقتصاد خانواده کمک کنند و نان آور خانواده باشند.
به این ترتیب است که پدران و همسران تا پاسی از شب مشغول به کارند. دست فروشی و مسافر کشی اغلب به عنوان شغل دوم بسیاری از کارگران و کارمندان مطرح می شود.این در حالی است که بعضا دیده می شود حسابداران بعضا در دو شرکت و در دو شیفت کار می کنند و یا پرستاران علاوه بر شیفت های صبح ، در شیفت شب هم می مانند تا چرخ زندگی بچرخد.درباره همه مشاغل وضعیت به همین ترتیب است و این در حالی است که آمار بیکاری نیز روز به روز بالاتر می رود و دولت یازدهم هنوز هم برنامه مدونی برای بیکاری جوانان ندارد.
آمار بیکاری در ایران
هنوز از یادها نرفته است که وزیر کار اعلام کرد: در سال گذشته ۶۰۰ هزار شغل جدید در کشور ایجاد شده است اما نکته مهم در این میان اینجاست که 200 هزار شغل موجود نیزبر اساس آمار به دلیل رکود اقتصادی نابود شده است و دولتی ها نباید آن را ندیده بگیرند.
نکته مهمتر اینکه اشتغال زایی در سطح یادشده به هیچ وجه در مقابل بیکاری بزرگ قابل لمس نیست و دولت باید اقدامات بزرگتری برای خروج بازار کار از بحران بیکاری انجام دهد .اقداماتی که هنوز هم با وجود توافق هسته ای برای دولتی ها مبهم است و تنها کلیاتی از آن را می دانند!
در هر حال، بررسی آمارهای مربوط به بیکاری استانها در فاصله سالهای ۹۲ تا پایان ۹۳ که در واقع دو سال ابتدایی فعالیت دولت تدبیر و امید است، نشان می دهد اوضاع بیکاری در ۱۵ استان کشور بدتر شده و نرخ بیکاری در مناطقی بالاتر رفته است؛ بنابراین در نیمی از کشور، بیکاران و جویندگان شغل با مسائل و چالش های جدیدی دست و پنجه نرم می کنند.
به صورت خاص در سمنان بیکاری یکساله ۳.۹ درصد بیشتر شده و از ۷.۴ به ۱۱.۳ درصد رسید. این وضعیت درباره کهگیلویه و بویراحمد نیز مشاهده می شود به نحوی که در این منطقه از کشور، بیکاری در فاصله یکسال ۲ برابر شده و از ۵.۸ به ۱۲.۴ درصد رسید.
این موضوع در استان هرمزگان هم وجود دارد به شکلی که در این استان جنوبی کشورمان، بیکاری از ۷.۴ درصد با ۲.۹ درصد افزایش در فاصله یکسال به ۱۰.۳ درصد رسید.
هرچند نرخ بیکاری عمومی کشور در پایان سال ۹۳ به ۱۰.۶ درصد رسید که البته خود ۲ دهم درصد نسبت به پایان سال ۹۲ بیشتر است اما در همین شرایط نیز نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله کشور ۲۵.۲ درصد و نرخ بیکاری زنان تا ۲۴ ساله کشور ۴۳.۸ درصد است.
به صورت کلی، در سال گذشته نسبت به سال ۹۲ نرخ بیکاری در استانهای آذربایجان غربی، اصفهان، البرز، چهارمحال و بختیاری، خراسان رضوی، خراسان شمالی، سمنان، قزوین، قم، کرمان، کرمانشاه، گلستان، لرستان، هرمزگان و یزد افزایش داشته است.
چند شغلگی و آثار سوآن
با توجه به آمار فوق و با توجه به وضعیت اقتصادی بد مردم و خط فقری که برای یک خانواده 4 نفره 2 میلیون و 700 هزار تومان اعلام شده است، چند شغله بودن به خوبی توجیه می شود.
چند شغله گی در واقع اصطلاحی است که در سالیان اخیر جای ثابتی در ادبیات سیاسی کشور پیدا کرده است . این اصطلاح با مدیرانی پیوند خورده است که به دلیل احتمالی تخصص زیاد، تبحر در ساماندهی امور مختلف ویا ... همزمان در چندین پست کلیدی انجام وظیفه می کنند.
از چند شغله های معروف سال های اخیر می توان از اسفندیار رحیم مشایی که گفته می شد 18 پست دولتی همزمان دارد ، حمید بقایی بازداشت شده امروز، غلامحسین الهام در دولت دهم و اکبر ترکان و محمد باقر نوبخت در دولت یازدهم را نام برد.
افرادی که همواره انتقادات جدی به آنها وارد بوده که چرا با وجود این همه بیکاری و نیروی متخصص بیکار آنها باید در چند سمت مشغول به کار باشند.
بخش دیگری از چند شغله ها اما افراد عادی جامعه هستند که برای گذران زندگی و امرار معاش ناچارند در یک روز کاری چند شغل متفاوت را دنبال کنند تا بتوانند در تقابل با تورم جامعه، درآمد خود را افزایش دهند و برای گذران زندگی شرمنده خانواده خود نباشند.
این در حالی است که چگونگی و میزان کار افراد همانطور که در ارتباط مستقیم با مفهوم بهره وری است با مقوله هایی مانند رابطه افراد با دیگران، رفاه فرد و خانواده او، سلا مت اجتماعی و روانی و... درارتباط است.
بنابراین، زمانی که از پدیده ای مانندچند شغله بودن افراد صخبت می شود، تاثیر آن را روی اقتصاد فرد و جامعه، میزان بهره وری، روابط اجتماعی فرد، سلا مت اجتماعی و روانی فرد و... باید سنجید.
تاثیری که مثلا نه از لحاظ روانی برای فرد سودمند است و نه از لحاظ بهروهوری .چرا که فرد در تمام روز در تنش عصبی برای کسب درآمد قرار دارد و هیچ آرامشی در کنار خانواده ندارد و از سوی دیگر به دلیل خستگی جسمی بهروری لازم را هم ندارد و بنابراین به موجودی عصبی و پرخاشگر تبدیل خواهد شد.
آمار چند شغله ها بین مردم ایران
بر اساس آخرین پیمایش میدانی صورت گرفته در کشور از مجموع ۲۱ میلیون نفر شاغل کشور در سال ۱۳۹۲، بیش از ۴۰۰ هزار نفر از شاغلان اظهار کردهاند که بیش از یک شغل داشتهاند که ۱۵ درصد آنان، شغل اصلیشان مزد و حقوقبگیر بخش عمومی و ۱۹.۴ درصد مزد و حقوقبگیر بخش خصوصی بوده و ۶۵.۶ درصد در سایر بخشها (کارکن مستقل، کارفرما و کارکن فامیلی بدون مزد) مشغول فعالیت بودهاند.
نکته قابل توجه آنکه بیشترین درصد چند شغلهها در گروه کارکنان مستقل قرار داشتهاند. به عبارت دیگر، افراد چند شغله معمولا دارای فعالیت در بازارهای کار غیررسمی هستند و یا شغلی در بازار کار رسمی و شغلی در بازار غیررسمی اند؛ مانند فرد کارمندی که در ساعات عصر به فعالیت در بخش حمل و نقل می پردازد و یا اداره فروشگاهی را بر عهده دارد.
به این ترتیب، در سالهای اخیر همواره بیش از ۴۰ درصد از شاغلان ایرانی افرادی بودهاند که بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار میکردهاند و بر این اساس چندشغله محسوب میشوند.
به تازگی نیز، رحمتالله پورموسی در گفتگو با مهر با تاکید بر اینکه دشواریهای مالی و نامتوازن بودن درآمدها و هزینههای زندگی باعث میشود تا درصد قابل توجهی از شاغلان روزانه بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت کار کنند گفته: این مسائل باعث میشود تا فرصت کار از جوانان نیز گرفته شود و زمانی که فردی نمیتواند از طریق یک شغل امرار معاش کند، اشغال زمینههای شغلی دیگر باعث از بین رفتن فرصت جوانان برای ورود به بازار کار میشود.
دبیرکل کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور اظهارداشت: به صورت کلی، ضوابط بازار کار کشور بهم ریخته و نوعی آشفتگی آزاردهنده در این بازار وجود دارد به نحوی که امروز حتی یک بانک اطلاعاتی اولیه از تعداد شاغلان کشور و ویژگی های شغلی آنها وجود ندارد.
پورموسی ادامه داد: افراد برای تامین معیشت مجبورند شبانه روز کار کنند و از اداره به سراغ شغل آزاد و حتی فعالیت در بازار غیررسمی و مشاغل کاذب بروند. رواج مشاغل کاذب با هدف کسب درآمد باعث بروز آسیب های اجتماعی در کشور شده و مسائلی را نیز حتی در محیط های کاری به وجود آورده است.
این مقام مسئول کارگری کشور با تاکید بر اینکه حوادث ناشی از کار و مرگ و میر کارگران نیز در اثر کار زیاد بیشتر شده است گفت: فردی که به جای ۸ ساعت کار معمول در روز ۱۶ تا ۱۸ ساعت کار می کند قطعا راندمان کاری پایین ترین خواهد داشت. این فرد خسته است و بهره وری لازم را نخواهد داشت؛ ضمن اینکه وی بیشتر در معرض حوادث و بیماری های شغلی نیز قرار دارد.
در هر حال می توان گفت، وجود چند شغله ها چه در دولت و چه در جامعه تبعات زیان باری به همراه دارد.چندشغلگی در دولت در میان این همه بیکار تحصیل کرده تنها دلزدگی و بی اعتمادی جوانان را به همراه خواهد داشت و در میان مردم عادی هم سرپرست خانوار را به یک آدم آهنی در نقش ماشین پول ساز تبدیل خواهد کرد که از زندگی چیزی جز کار و فرسایش روح و روان نمی فهمد.در واقع انسان ها به موتور کاری تبدیل می شوند که تنها برای کار کردن بیشتر به خواب و غذا احتیاج دارند و این مساله تبعات اجتماعی بدی به همره خواهد داشت ضمن این که بهره وری اقتصادی نیروی کار را نیز پایین می آورد و باید برای ان چاره ای اندیشیده شود.



